یادداشت‌های راهبردی دکتر نوید کمالی

چرا جنگ میان قدرت‌های بزرگ اجتناب‌ناپذیر است؟

خلاصه و تحلیل کتاب «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ» اثر جان مرشایمر

در دنیای خوش‌بینانه پس از جنگ سرد که بسیاری از نظریه‌پردازان، پایان تاریخ و پیروزی لیبرال دموکراسی را جشن می‌گرفتند، جان مرشایمر با کتاب «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ» (The Tragedy of Great Power Politics) یک هشدار تکان‌دهنده و بدبینانه را به نظریه روابط بین‌الملل تزریق کرد. این کتاب که مانیفست اصلی نظریه «رئالیسم تهاجمی» (Offensive Realism) محسوب می‌شود، استدلال می‌کند که رقابت امنیتی و جنگ میان قدرت‌های بزرگ، یک ویژگی دائمی و گریزناپذیر در سیاست جهانی است. «تراژدی» مورد نظر مرشایمر این است که این سرنوشت محتوم، نه به دلیل ذات شرور انسان یا ماهیت دولت‌های اقتدارگرا، بلکه به خاطر ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل است که حتی دولت‌های صلح‌جو را نیز به سمت حداکثرسازی قدرت سوق می‌دهد.


بخش اول: خلاصه - منطق بی‌رحمانه رئالیسم تهاجمی

نظریه مرشایمر بر پنج فرض بنیادین استوار است که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، به نتیجه‌ای منطقی اما ترسناک منجر می‌شوند.

پنج فرض بنیادین نظریه مرشایمر

۱. آنارشی: هیچ قدرت مرکزی برای حکم‌رانی بر دولت‌ها وجود ندارد.
۲. توانایی تهاجمی: همه قدرت‌های بزرگ توانایی نظامی برای آسیب‌زدن به یکدیگر را دارند.
۳. عدم قطعیت از نیت‌ها: هیچ دولتی نمی‌تواند از نیت‌های دولت دیگر کاملاً مطمئن باشد.
۴. بقا هدف اصلی است: مهم‌ترین هدف هر دولت، حفظ حاکمیت و بقای خود است.
۵. دولت‌ها بازیگران عقلانی هستند: دولت‌ها برای تضمین بقای خود، به صورت استراتژیک و عقلانی فکر و عمل می‌کنند.

بر اساس این مفروضات، مرشایمر نتیجه می‌گیرد که بهترین راه برای تضمین بقا در چنین دنیای خطرناکی، کسب حداکثر قدرت ممکن و تبدیل شدن به هژمون (Hegemon) است. برخلاف رئالیست‌های تدافعی مانند کنت والتز که معتقدند دولت‌ها تنها به دنبال کسب قدرت «کافی» برای حفظ امنیت خود هستند، مرشایمر استدلال می‌کند که هیچ قدرتی «کافی» نیست. دولت‌ها همواره در ترس دائمی از یکدیگر زندگی می‌کنند و به همین دلیل، هر فرصتی را برای تضعیف رقبای خود و افزایش سهم قدرتشان غنیمت می‌شمرند. هدف نهایی هر قدرت بزرگ، تبدیل شدن به تنها قدرت بزرگ در سیستم است، یعنی هژمونی. با این حال، به دلیل «قدرت بازدارنده آب» (stopping power of water)، کسب هژمونی جهانی تقریباً غیرممکن است. بنابراین، هدف واقع‌بینانه، کسب هژمونی منطقه‌ای و جلوگیری از ظهور هژمون‌های رقیب در مناطق دیگر جهان است.


بخش دوم: نقد کوتاه؛ نظریه‌ای قدرتمند یا بیش از حد جبرگرا؟

نظریه مرشایمر به دلیل قدرت تبیین‌کنندگی بالا و سادگی ظاهری‌اش بسیار تأثیرگذار بوده است، اما منتقدان آن را به دلیل نادیده گرفتن نقش عوامل غیر از قدرت و ارائه تصویری بیش از حد جبرگرایانه از تاریخ، به چالش کشیده‌اند.

نقاط قوت:

نقاط ضعف:


بخش سوم: ۵ نکتهٔ کاربردی برای تحلیل‌گران

چگونه می‌توان از لنز رئالیسم تهاجمی برای تحلیل ژئوپلیتیک امروز، به‌ویژه رقابت آمریکا و چین، استفاده کرد؟


نتیجه‌گیری: تراژدی بی‌پایان؟

کتاب «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ» یک متن بنیادین و چالش‌برانگیز است که هر تحلیل‌گر امنیت بین‌الملل و ژئوپلیتیک باید با آن دست و پنجه نرم کند. حتی اگر با نتیجه‌گیری‌های بدبینانه آن موافق نباشیم، منطق آهنین و تحلیل‌های تاریخی مرشایمر ما را وادار می‌کند تا با سخت‌ترین واقعیت‌های سیاست جهانی روبرو شویم. این کتاب به ما یادآوری می‌کند که در دنیای آنارشیک، جستجو برای امنیت، خود می‌تواند ناامن‌کننده‌ترین نیروی محرکه باشد و این، تراژدی واقعی سیاست قدرت‌های بزرگ است.