چگونه در جنگهای چریکی پیروز شویم؟
خلاصه و تحلیل کتاب «جنگ ضدشورش: نظریه و عمل» اثر دیوید گالولا
دیوید گالولا، افسر فرانسوی با تجربه نبردهای استعماری در الجزایر، در کتاب تأثیرگذار خود «جنگ ضدشورش: نظریه و عمل» (Counterinsurgency Warfare: Theory and Practice)، یک انقلاب مفهومی در دکترین نظامی غرب ایجاد کرد. او استدلال کرد که شورش، یک «جنگ برای مردم» است و بنابراین، ضدشورش نیز باید چنین باشد. برخلاف رویکردهای سنتی که بر نابودی فیزیکی دشمن تمرکز داشتند، گالولا معتقد بود که هدف اصلی، کنترل و جلب حمایت جمعیت محلی است. این کتاب که به «انجیل» مطالعات ضدشورش مدرن مشهور است، چارچوبی ارائه میدهد که در آن، موفقیت نه با شمارش تلفات دشمن، بلکه با میزان مشروعیت و کنترل سیاسی دولت سنجیده میشود. ایدههای او سنگ بنای دکترین ضدشورش آمریکا در عراق و افغانستان شد.
بخش اول: خلاصه - جنگ برای جلب حمایت مردم
ایده مرکزی گالولا این است که شورش یک «رقابت مسلحانه برای کسب حمایت جمعیت» میان شورشیان و دولت مستقر (یا نیروی ضدشورش) است. او تأکید میکند که در این نوع جنگ، حمایت فعال یا منفعل بخش کوچکی از مردم، کلید پیروزی است.
چهار قانون طلایی ضدشورش
۱. هدف، جلب حمایت مردم است، نه کنترل قلمرو.
پیروزی نظامی به تنهایی بیمعناست. اگر مردم همچنان از شورشیان حمایت کنند، آنها دوباره بازخواهند گشت. هدف نهایی، ساختن یک دستگاه سیاسی و اجتماعی است که بتواند به طور پایدار بر مردم حکومت کند.
۲. حمایت اکثریت مردم خنثی را به دست آورید.
در هر شورشی، یک اقلیت فعال از شورشیان، یک اقلیت فعال حامی دولت و یک اکثریت بزرگ بیطرف وجود دارد. پیروزی از آنِ کسی است که بتواند این اکثریت خاموش را به سمت خود بکشاند.
۳. حمایت مردم با تأمین امنیت و حذف شورشیان به دست میآید.
مردم از کسی حمایت میکنند که بتواند امنیت آنها را تأمین کند. اولین قدم، نابودی یا بیرون راندن نیروهای مسلح شورشی از یک منطقه است تا مردم بتوانند بدون ترس از انتقام، با دولت همکاری کنند.
۴. عملیاتها باید تدریجی و منطقهای باشند (استراتژی لکه روغن).
گالولا استراتژی «لکه روغن» (tache d'huile) را پیشنهاد میکند: یک منطقه امن انتخاب کنید، شورشیان را از آنجا پاکسازی کنید، امنیت کامل برقرار سازید، نهادهای سیاسی محلی را ایجاد کنید و سپس به آرامی این منطقه امن را مانند یک لکه روغن به مناطق اطراف گسترش دهید.
بخش دوم: نقد کوتاه؛ یک دستور پخت универсальный یا یک توهم خطرناک؟
نظریه گالولا به دلیل ارائه یک مدل روشن و عملی، بسیار جذاب است. اما منتقدان هشدار میدهند که این رویکرد میتواند به طور خطرناکی پیچیدگیهای سیاسی و فرهنگی جوامع مختلف را نادیده بگیرد و به مداخلات نظامی طولانیمدت و پرهزینه منجر شود.
نقاط قوت:
- تغییر پارادایم: کتاب با موفقیت تمرکز را از جنگ «دشمنمحور» به جنگ «جمعیتمحور» تغییر داد.
- چارچوب عملی: مراحل هشتگانه گالولا برای عملیات ضدشورش، یک نقشه راه مشخص برای فرماندهان نظامی فراهم میکند.
- تقدم سیاست: تأکید بر اینکه ضدشورش در نهایت یک تلاش سیاسی است، یک بینش کلیدی و ماندگار است.
نقاط ضعف:
- مشکل مشروعیت: این مدل فرض میکند که نیروی ضدشورش (بهویژه اگر خارجی باشد) میتواند به راحتی مشروعیت کسب کند، در حالی که اغلب به عنوان یک نیروی اشغالگر دیده میشود.
- نیاز به منابع عظیم: اجرای موفقیتآمیز این استراتژی به تعداد زیادی نیرو، زمان بسیار طولانی و هزینه هنگفت نیاز دارد که اغلب از توان یا اراده سیاسی دولتها خارج است.
- خطر مهندسی اجتماعی: رویکرد گالولا میتواند به نوعی «مهندسی اجتماعی» از بالا به پایین تعبیر شود که فرهنگ و ساختارهای قدرت محلی را نادیده میگیرد.
بخش سوم: ۵ نکتهٔ کاربردی برای تحلیلگران
چگونه میتوان از چارچوب گالولا برای تحلیل درگیریهای نامتقارن امروز استفاده کرد؟
-
۱. بپرسید «دولت در جعبه» کجاست؟ موفقیت ضدشورش به ایجاد یک دولت محلی کارآمد بستگی دارد. آیا نیروی ضدشورش برنامهای برای ایجاد رهبران محلی، پلیس و خدمات اساسی دارد یا صرفاً به عملیات نظامی اکتفا میکند؟
-
۲. امنیت را از دید یک روستایی ببینید: آیا یک شهروند عادی میتواند بدون ترس از کشته شدن توسط شورشیان در شب، اطلاعاتی را به نیروهای دولتی بدهد؟ اگر پاسخ منفی است، هیچ استراتژی «قلبها و ذهنها» موفق نخواهد شد.
-
۳. تبلیغات هر دو طرف را تحلیل کنید: جنگ ضدشورش یک «جنگ روایتها» است. شورشیان و دولت چگونه خود را مشروع و طرف مقابل را نامشروع جلوه میدهند؟ کدام روایت در میان مردم پذیرش بیشتری دارد؟
-
۴. به دنبال پناهگاههای امن شورشیان باشید: شورشیان برای بقا به پناهگاههای امن (چه در داخل کشور و چه در کشورهای همسایه) نیاز دارند. آیا استراتژی ضدشورش برنامهای برای مقابله با این پناهگاهها دارد؟
-
۵. افق زمانی را ارزیابی کنید: گالولا تأکید میکند که ضدشورش یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. آیا دولت (و حامیان بینالمللی آن) اراده سیاسی و صبر استراتژیک برای یک تعهد طولانیمدت را دارند؟
نتیجهگیری: درسی ماندگار در باب جنگهای مدرن
کتاب «جنگ ضدشورش» دیوید گالولا، با وجود تمام نقدها و چالشهایی که در اجرای آن وجود دارد، یک حقیقت بنیادین را آشکار میسازد: جنگهای مدرن، به ویژه درگیریهای نامتقارن، بیش از آنکه نبرد ارادههای نظامی باشند، نبرد ارادههای سیاسی هستند. پیروزی نهایی از آنِ کسی است که بتواند یک چشمانداز سیاسی مشروعتر و کارآمدتر برای آینده ارائه دهد و حمایت مردم را به دست آورد. این درس، دههها پس از نوشته شدن، همچنان در قلب تحلیلهای امنیتی و راهبردی قرار دارد.