یادداشت‌های راهبردی دکتر نوید کمالی

ژئواکونومی چیست؟

تحلیلی بر کاربرد ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی

در شطرنج بزرگ روابط بین‌الملل، جنگ دیگر تنها با سرباز و تانک انجام نمی‌شود. در قرن بیست و یکم، میدان اصلی نبرد به اقتصاد منتقل شده است. «ژئواکونومی» (Geoeconomics) به مطالعه و کاربرد ابزارهای اقتصادی توسط دولت‌ها برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی، افزایش قدرت نسبی و تضعیف رقبا می‌پردازد. این مفهوم، که منطق استراتژی را با منطق اقتصاد ترکیب می‌کند، به ما نشان می‌دهد که چگونه تحریم‌ها، کریدورهای تجاری، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و حتی نرخ ارز به سلاح‌هایی در زرادخانه قدرت ملی تبدیل شده‌اند. این مقاله به کالبدشکافی این مفهوم کلیدی و اهمیت روزافزون آن در دنیای امروز می‌پردازد.

بخش اول: تعریف ژئواکونومی؛ از قدرت سخت به قدرت اقتصادی

ژئواکونومی، هنر «دولت‌مردی اقتصادی» (Economic Statecraft) است. این رویکرد بر این اصل استوار است که در دنیای جهانی‌شده، وابستگی متقابل اقتصادی می‌تواند هم به عنوان منبع همکاری و هم به عنوان ابزار اجبار به کار گرفته شود. برخلاف ژئوپلیتیک که بر کنترل سرزمین و قدرت نظامی تأکید دارد، ژئواکونومی بر کنترل جریان‌های سرمایه، فناوری، کالا و اطلاعات متمرکز است.

بازیگران و عرصه‌های اصلی

دولت‌ها
به عنوان بازیگران اصلی که با استفاده از سیاست‌های پولی، مالی و تجاری، اهداف راهبردی خود را دنبال می‌کنند.
شرکت‌های چندملیتی
که گاه به عنوان بازوهای اقتصادی دولت‌های خود عمل کرده و در رقابت‌های جهانی نقش ایفا می‌کنند.
نهادهای بین‌المللی
مانند صندوق بین‌المللی پول یا سازمان تجارت جهانی که قوانین بازی اقتصادی را تعیین کرده و خود به عرصه‌ای برای رقابت قدرت‌ها تبدیل شده‌اند.

بخش دوم: جعبه‌ابزار ژئواکونومیک

دولت‌ها از طیف وسیعی از ابزارهای اقتصادی برای اعمال نفوذ استفاده می‌کنند که می‌توان آن‌ها را به دو دسته اصلی تقسیم کرد:
در ژئواکونومی، یک بندر راهبردی یا کنترل بر یک زنجیره تأمین، می‌تواند از یک پایگاه نظامی قدرتمندتر باشد.

ابزارهای کلیدی دولت‌مردی اقتصادی


نتیجه‌گیری: ژئواکونومی، بازی جدید بزرگان

ژئواکونومی نشان می‌دهد که در قرن بیست و یکم، قدرت یک کشور به طور فزاینده‌ای با تاب‌آوری اقتصادی، نوآوری فناورانه و جایگاه آن در شبکه‌های تولید و تجارت جهانی سنجیده می‌شود. درک این منطق جدید برای هر دولتی که به دنبال تأمین منافع ملی و ایفای نقش مؤثر در نظم نوین جهانی است، یک ضرورت انکارناپذیر است. جنگ‌های آینده، بیش از آنکه در میدان‌های نبرد رخ دهند، در ترازنامه‌های تجاری و بر سر کنترل شریان‌های اقتصادی جهان به وقوع خواهند پیوست.